قهرمان ميرزا عين السلطنه

1616

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

امامزادهء بالاروچ - بازى « دومينو » بارى امروز بالاروچ به زيارت امامزاده زكريا عليه السلام رفتيم ، جاى بلند ييلاقى بالاروچ واقع شد . ميوه‌جات بسيار دارد . در حقيقت دكان ميوه‌فروشى و ميوه‌خانهء الموت بالاروچ است . رعيت صاحب پول معتبرى دارد . بانك و صرافخانهء الموت هم مىشود حساب كرد . ناهار خوبى خورديم . بعد از ناهار قدرى « دومينو » بازى كرديم . بنان همايون همه را برد . فره كبك درنيامده ، هنوز هم از بالا كبك به پائين تشريف نياورده . كوه هم آنقدر سخت است كه پياده غيرممكن است برويم ، چه رسد به سواره . مگر همان خودشان بروند . تا عصر آنجا بوديم . دو ساعت به غروب مانده به قلعه وارد شديم . زوارك زوارك در وسط الموت است و به دهات معتبر نزديك است . به اين جهت قلعه را اين‌جا بنا كرديم . ديگر اين‌كه هوايش معتدل ، نه مثل دهات ييلاقى سرد و نه مثل دهات پائين گرم است . از اين ده به پائين برنج‌كارى دارند . رود شاهرود جنوب ده رو به مغرب مىرود . آب گواراى خوبى دارد . كوه البرز و قله‌هاى معتبر مرتفع آن‌كه مستور برف ابدى است چشم‌انداز قلعه و اطاقهاى قلعه است كه از تماشاى آن آدم سير نمىشود . ملا موسى وركى - شاعر دوشنبه دهم ربيع الثانى - امروز به ورك رفتيم . راهش با وجود آن‌كه ساخته بودند بسيار سخت بود . يك ساعت راه بود . ورك آبادى معتبرى است . « نوكر باب » هم زياد دارد . ملا موسى وركى شاعر الموت است . بد هم شعر نمىگويد . قصيده‌اى در مدح حضرت و الا و تمجيد كوه البرز و درهء زرو هم گفته بود ، براى من هم مخمسى . از سفر اول اين شاعر بىعديل را مىشناسم . شايعات ولايات قدرى از اخبارات كه در كوهستان الموت شهرت دارد بنويسم . تبريز را گويا نوشتيم شورشى برضد عمله‌جات گمرك شده بود و گويا پيش هم بردند . فرنگيها را خارج كردند . در گيلان هم آقاى خمامى عكس از بابيه ديده و در آن عكس داماد خودش را مىبيند